بامداد

درباره منه ! بامداد !

آآآآی!
نویسنده : بابا - ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٦
 

سلام

حالم اصلا خوب نیست . مریض نیستما . واکسن شیش ماهگی زدم . تب دارم .

 آآآی! بی حالم.

این اشتونینوفن هم تلخه . دوشش ندارم . اااااه!

تازشم ! مامی یه شربت جدید بهم میده که نمی دونم چیچیه اینقدر بد مزس . هر وقت هم که تفش می کنم لکش می مونه رو لباسم . مامی میگه آهنه . ولی من فکر کنم مزش از فولاد و اورانیم هم بد تره . این بابا و مامانو ول کنی تو حلق آدم تیر آهن هم می ریزن !

البته واسه عوض کردن حال و هوای این نبشته یه عکس بی ربط می زارم.