بامداد

درباره منه ! بامداد !

بچه کارمند
نویسنده : بابا - ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸٦
 

سلام

مامان از دیروز رفته سر کار . البته واقعا سر کاره . چون جایی که کار می کنه مثل اینکه کارش مواظبت از درخت و گل و جوجو و هاپو و پیشی و ایناست . اما نمیدونم چرا تلفشیون ما همش بیابون و  پیشی مرده و اینا نشون میده . پس نتیجه اینکه مامی و همکاراش همشون سره کارن . ولش کنید .... همین ! مامی رفته سره کار. ما هم رفتیم پیش مامان بزرگ موندگار شدیم تا عصری که مامی بیاد دنبالم . هیجانش همین جاست که مامی میاد دنبالم . نارندگی مامی پگی و اینا منظورمه!!!

روز های بعد گزارش مفصل از خونه مامان بزرگ میدم.