بامداد

درباره منه ! بامداد !

جديت !
نویسنده : بابا - ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٦
 

سلام

بابایی ازم عسک انداخته اونم چه عسکی ! هر کی ببینه فکر می کنه ما رو گشت ارشادی چیزی گرفته داریم میریم سلول . نذاشته ما یه ذره خواب از سرمون بپره فکر کنیم ببینیم لبخند بزنیم . نیشخند بزنیم . نیشمونو تا بناگوش وا کنیم . فرتی عسک گرفت و رفت . اینم نتیجش !