بامداد

درباره منه ! بامداد !

بامی در رستوران
نویسنده : بابا - ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ دی ۱۳۸٦
 

سلام

جاتون خالی رفته بودیم با یار و قارای بابایی رستوران . جای خوبی بود . کلی آقا اونجا کار می کردن که با من دوست شدن . یکیشون با یه سیخ ور می رفت (کباب درست می کرد) یکیشون شاطل بود(نون درست می کرد) یه هفت هشتایی هم بودن که فک کنم بیکار بودن و فقط واسه من از فاصله ۴۰ متری شکلک در می کردن و هیچ کار دیگه ای نمی کردن . کلی هم دستمال کاغذی و سفره پلاستیکی بود که من همه رو پاره پوره کردم که فیلوشو واستون میذارم .

Download Movie

Download Player