بامداد

درباره منه ! بامداد !

افطاری
نویسنده : بابا - ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٦
 

امروز مامان نانا افطاری مهمون داره . منو مامی پگی هم رفتیم کمک  خیر سرمون شیش نفر  باید ما رو بپان که صدامون در نیاد کمک که سهله .

 میدونید کلآ با شلوغی موافق نیستم . از بس آدمو دست به دست می کنن و میچلونن که آدم دوست داره همه اسفراغا و پنیرهای تولیدی قسمت گوارشیشو خالی کنه رو لباسای پلوخوریشون . بعدشم میشینن هورت و هورت آش و ملچ و ملوچ نون پنیر سبزی میخورن نمیگن آدم دلش میخواد خوب . نامردا اقلا یه ذره از اون سوپه آبشو بدید ما هم مزه مزه کنیم