بامداد

درباره منه ! بامداد !

رفت !
نویسنده : بابا - ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٦
 

سلام
او هم رفت . عمو حبیب مامی رو میگم . مثل عمو عباس بابایی که سالها پیش رفت و من ندیده بودمش . مثل همه مامان بزرگا و بابا بزرگای بابایی و مامی که رفتن . مثل همه رفتنا زود و تند و نفهمیدنی . خدا به همه در این دنیا ماندگان صبر بده ایشالا .  البته یه چیز خیلی مهمو یاد گرفتم و اون هم غم ه .من غیر از همراهی با بقیه آدما تو مراسم عزا با گریه های بلند و شدید خودم کار دیگه ای از دستم بر نمیومد . خدا واسه دل کوشولوی من کاری کنه که من دیگه غم کسیو نبینم .
خدایا همه دوروبریامو مخصوصا مامان بزرگا و بابا بزرگام رو واسم حفظ کن !