بامداد

درباره منه ! بامداد !

سال نو مبارک
نویسنده : بابا - ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ فروردین ۱۳۸٧
 

سلام سلام سلام
عیدتون مبارک
این عید هم واسه خودش داستانی داره ها . کلی همه تحویلمون گرفتن . با اینکه مامی عزاداره ولی واسم یه سبزه کوشولو خریده تا من اولین نوروز زندگیمو به تلخی نگذرونم .  اگر هم از وضعیت عیدی بخواهید بدک نبوده و چشمان بابایی با اخذ هر عیدی برقی شیطنت آمیز میزنه ( عمرا دوزارشم بدم بهت بابایی خان ) . این بابایی هی میخواد ما رو تو خرج خونه شریک کنه . اینه که چشم دوخته به این دوزار دهشاهی ما . کلی مبالغ به صورت اسکناس و یک آدم آهنی عیدی گرفتم که وقتی راه میوفته من مثل چی ازش می ترسم . خاله شبول و عمو حسین و غزلی از خارجه اومدن . راه میرن منو میچلونن و قربون صدقم میرن . چون یه مدت کوتاهی مهمونن و میخوان دوباره برن اینه که زیاد به روم نمیارمو اعتراضی نمی کنم . دیگه براتون بگم .............. آهان ! .... نه . هیچی .
ایشالا سال خوبی واسه همه باشه . پر از پول و سلامتی .