اینجا کجاست؟

سلام

یه جایی رفتیم 5 شنبه ای کلا عجیب. کلی دویدم رو سنگها . بالا هر سنگی هم یه عده صافتکی واستاده بودن یا نشسته بودن .  کلی شکلات و بیسکوییت دادن بهم آقاها و خانمها . بعدشم تا دلم خواست گل پرپر کردم روی یه سنگی که مامانی و بابایی بالا سرش واستاده بودن و یواشکی از زیر عینک گریه میکردن و مرتب به من میگفتن دلمون درد میکنه. نمیدونم این مامان بابایی چی چی میخورن اینقدر تازگیها دل درد میگیرن . کلهم عجیب بود . کجا بود حالا اونجا خدا میدونه . میدونم که باید بزرگتر بشم تا بفهمم.

/ 0 نظر / 10 بازدید