ناقاشي

سلام

ديشب رفتيم يه جا شام بخوريم. چون ماماني و بابايي رو دوغ آوردم و اهالي رستوران رو به همراه دوستام به وجد آوردم ( نميدونم چرا وجدشون با دندون قروچه و چشم قره همراه بود!!!) اين بود كه ما رو گذاشتن تو صف نقاشي صورت. ما هم 30 دقيقه سيخ واستاديم تا نوبتمون بشه. تا نوبتمون شد ، ييهو شام آوردن. ما رو به زور بردن شام دادن. بعدشم دوباره بردن گذاشتن تو صف نقاشي تا يه نيم ساعت ديگه علاف باشم . بعدشم از ما خواستن عسك مورد علاقمو انتخاب كنن. ما هم مارمولكو انتخاب كرديم. اينم عسكش. خود خانم نقاشه حال كرده بود از هنرش.كلا شب خوبي بود واسه ماماني و بابايي .

/ 0 نظر / 3 بازدید