هیکل میکل

سلام

رفته بودیم استخر، بابایی تونسته بود یه عسکی بندازه از ما. اونم دور از چشم مامورین مهربان و بسیار مودب ( دور از جون مودب . والا . می خوان آدمو درسته قورت بدن . مثل اینکه مجبورن بیان اونجا کار کنن. بعد ناراضی باشن . بعدش سر ملت عقدشونو خالی کنن) استخر! تونسته یه عسک بندازه . ما یه همچینی عسکی کم داشتیم. چرا که سینه چاکون ما درخواست داشتن یه امکانی فراهم بشه هیکل میکل ما رو هم یه نگاهی بندازن. اینه که لطفا ضمن زدن تقه و یا تق تق کردن یا حتی کوبیدن بر دم دستی ترین چوب ( جهت چشم نخوردنمون) یه نظر کوتاه - کوتاها -   نه طولانی بندازید .

/ 1 نظر / 10 بازدید
مامی

ای عزیز خوش هیکلم. تخته که سهله به یه عمارت 100 طبقه چوبی هم بزنیم کمه.....