هفت سالگی

5 شنبه پیش تولدم بود و بالاخره رسید. هفت سالگی ما. هفت ساله که منتظرم.

مدرسه و درس و ... . تازشم رفتم مدرسه ثبت نام کردم. با ناظم مدرسه و بابای مدرسه و بچه های پیش دبستانی هم آشنا شدم. کلیم تو مدسه چرخ زدم . فعلا راضیم. تا ببینیم بعدنا چی میشه.

راستی از همه کسانی که تو روز تولدم یادم کردن و چه با پیام تلفنی چه از طریق اس ام اس و ایمیل و یا حضورا ما رو شرمنده کردن متشکریم.

باشد تا برای اهدای هدایا خدمت برسید. البته تاخیر بیش از یک هفته جایز نیست و مسببین تاخیر از چشم ما میوفتن مثل اشک بهار . گفته باشم!

/ 3 نظر / 3 بازدید
خاله نرگس

ای ماشالله به بامداد از ا ین به بعد به زور بابا، خودش رو مرد نشون نمیده و دیگه واسه خودش یه مرد واقعی داره میشه مبارکت باشه تولدت عزیزم [لبخند]

mehrbanoo

Naziiiiii. Aziiiizam. Engar dirooz bood be donya oomadi.

بابا

ممنون از محبت شما دوستان