ارم پارک

سلام

رفته بودم پارک ارم . تنها عسکی که بابایی تونست شیکار کنه که من یه ذذذذذذره سر سوزن توش معلوم بودم این عسکه . از بس که من وجه وجه کردم نتونست عکس صاف و به درد بخور بگیره . اینم تازه از راه دوره .

جنگ ماشینهای کوبنده . من مثل گلادیاتور افتادم به جون نی نی های دیگه . البت بعد از اینکه تونستم فرمونو کنترل کنم دور خودم نگردم .

/ 1 نظر / 20 بازدید
mahdak

خوش به حالت منم همیشه ماشین برقی دوست داشتم ولی خیلی وقته سوار نشدم یعنی چون بزرگ شدم بابا جوونم دیگه منو نمیبره شاید نمی دونه آدم وقتی بزرگتر می شه تازه بیشترم دوست داره...